وبلاگي در مورد مسائل زنان خواهد بود
عروسی با ستم در قانون شريعت
در روند جايگزينی ,جنگ سرد, با ,جنگ تمدن ها,، مثل اغلب مصائب ديگر اجتماعي، زنان در صف نخست قربانيان قرار گرفتند. جنگ سرد برای مردم جهان عواقب سنگينی داشت، اما نقش برجسته نيروهای سکولار، دمکرات، چپ و سوسياليست در جنبش های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه، عليرغم همه ضعف هاو خطاها و اشتباهات، اين حسن را داشت که بر حقوق برابر و آزادی زن تکيه ميکرد. هرچند در عمل کاستی ها فاجعه بار بود، اما همان پذيرش اصل برابری زن و مرد و لزوم آزادی زن از بار ستم مردسالاري،و تبليغ و ترويج و آموزش اين ايده و برخی گام های عملی کافی بود که تاثير خود را برجای بگذارد. نبايد فراموش کرد اين دوره ای بود که قدرت های جهانی و محلي، استبدادی يا دموکراتيک با نيروهای مذهبی مستقيما يا غير مستقيما، علنا يا مخفيانه، متحد يا موتلف می شدند واز تبليغات آنها در جلوگيری از گسترش به اصطلاح , فحشاء,، ,بی بند وباری,، ,اشتراکی کردن زن,، ,نابودی بنيادهای خانواده, سود می جستند. در پشت اين تبليغات و در زمينه اين ائتلاف علنی يا مخفيانه البته اکراه يا ترس مشترک از فروريختن نظام مردسالاری و پدرسالاری خود را پنهان کرده بود. اين ترس و اکراه به حدی بود که بعد از جنگ اول يک سری قوانين به نام حمايت از خانواده يا در حوزه های اقتصادي، در سطح جهانی و ملی تصويب شد تا از روندی فروپاشی برخی مفاهيم سنتی که با شتاب پيش می رفت جلوگيری کند....بقیه در ادامه مطلب
"توران در سال 1334 بدنیا آمد. اولین فرزند یک خانواده زحمتکش بود. پدر او در یک کارخانه تولیدی جوراب کار می کرد. 9 فرزند دیگر پس از او بدنیا آمدند. او همراه مادرش می بایستی مسئولیت نگه داری خواهر و برداران کوچکش را بعهده بگیرد. فرزندان پسر هیچ دخالتی در کارهای خانه نداشتند. توران هرگز به مدرسه نرفت و در سال 1349 در حالی که 15 سال بیشتر نداشت ازدواج کرد. بعد از ازدواج همراه با همسر، مادرشوهر و برادرشوهرش زندگی می کرد. همسرش یک کارگر ساده بود که در یک انبار چای به بسته بندی چای اشتغال داشت. کارش بسیار طاقت فرسا بود و آخر ماه درآمد ناچیزی دستش را می گرفت. توران علاوه بر عهده دار بودن امور خانه، با بسته بندی آبنات و درآمد ناچیزی که از قبال این کار بدست می آورد در تامین نیازهای اقتصادی خانه نیز شریک بود. توران بارها از طرف برادرشوهرش مورد اذیت و آزار قرار می گرفت و در خطر تجاوز از طرف او بود. بخاطر حفظ آبرویش جرات بازگو کردن حقایق زندگی اش را برای کسی نداشت. اما همسایه ها بارها او را در حال فرار از دست برادرشوهرش در پشت بامها دیده بودند. توران حتی یکبار قصد خودکشی کرد و با پرت کردن خود به بیرون از میان پنجره اتاقش سعی کرد تا شاید با کشتن خود از این وضعیت رقت انگیز نجات پیدا کند اما موفق نشد. بارها شوهر و مادرشوهر و برادرشوهرش او را به باد کتک گرفتند. امکان طلاق برایش وجود نداشت. مدتها دچار مشکلات روحی بود. کمی که بزرگتر شد خیلی پیرتر از آنچه که بود بنظر می آمد. 6 فرزند بدنیا آورد. 3 بار سقط جنین کرد، آن هم به روش خانگی."
نمونه فوق تنها به خاطر هر چه بیشتر ملموس شدن شرایط زندگی زنان متعلق به طبقه کارگر و زحمتکشان آورده شد. بطور کلی شرح وضعیت زنان متعلق به طبقه زحمتکش و کارگر می تواند مثال های بارزی برای درک مفهوم ستم مضاعف بدست دهد. معنای ستم مضاعف همانطور که خود بیانگر است شامل حال کسانی است که تحت ستمی دوچندان قرار می گیرند. حال باید دید که آیا بر زنان متعلق به طبقه سرمایه دار نیز ستم مضاعف وارد می شود؟ اگر وضعیت زنان کارگر را با زنان متعلق به طبقه سرمایه دار مقایسه کنیم می بینیم که زنان سرمایه د ار و یا متعلق به این طبقه نه تنها هرگز تحت استثمار و فشارهای اقتصادی نیستند بلکه خود عامل ستم و استثمار می باشند و از این زاویه دره عظیمی زنان متعلق به این دو طبقه متضاد را از همدیگر جدا می سازد. دره ای که هرگز قابل پرشدن نیست تا بتوان ستمدیده و ستمگر رابه صرف این که هر دو زن هستند، در کنار هم قرار داد. درست به همین خاطر است که بکاربردن کلمه ستم مضاعف برای بازگو کردن شرایط زندگی زنان طبقه سرمایه دار غلط و بیجا است.
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بمناسبت اول ماه روز
جهانی کارگر (۲۰۰۸)
حزب کمونیست ایران، اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه زنان و مردان کارگر و انسانهای آزاده تبریک می گوید.
طبقه کارگر ایران امسال در شرایطی به استقبال روز اول ماه مه این نماد همبستگی طبقاتی کارگران جهان می رود، که طبقه سرمایه دار ایران به یاری و حمایت بی دریغ رژیم جمهوری اسلامی یکی از سیاه ترین دوره های فلاکت اقتصادی را به کارگران ایران تحمیل کرده است. آنچه را که سران رژیم از آن بعنوان غول تورم نام می برند و نرخ واقعی آن سر به 30% می زند، تأمین نیازهای ابتدایی و روزمره زندگی را برای اکثریتی عظیم از خانواده های کارگری به امری شاق تبدیل کرده است.
در مقابل این غول عظیم تورم و گرانی، روال هر ساله افزایش حداقل دستمزدها از سوی دولت و شورای عالی کار که نرخ آن در سال جاری 20% تعیین شده است بهیچوجه پاسخگوی جبران این اوضاع فلاکتبار اقتصادی نیست. سال گذشته همین نهادهای وابسته به دولت و کارفرمایان حداقل دستمزد را 183 هزار تومان در ماه تعیین کردند، در صورتیکه بنا به گزارش موسسات پژوهشی مستقل میزان خط فقر در شهرستانها بالای 600 هزار تومان و در تهران بالای 800 هزار تومان تخمین زده شد. به این حساب بخش های وسیعی از طبقه کارگر ایران به زندگی در پایین تر از خط فقر رانده شده اند. تازه اینها در شرایطی است که بخش گسترده ای از کارگران از شمول قانون کار خارج هستند و افزایش 20% دستمزدها را شامل نمی شوند. کارگران می گویند تحت این شرایط ما دیگر قادر به تامین یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده هایمان نیستیم و نمیتوانیم با دستمزدهای فعلی حتی اجاره بهای منازل مسکونی خود را نیز تامین کنیم....بقیه در ادامه مطلب
رهبران كارگرى و مصافهاى اول مه ١٣٨٧
اسد نودينيان
اول مه هر سال رهبران کارگری از ماهها قبل در تدارک این روزدر محافل و جمع های خود جمع ميشوند، به بحث و مشورت ميپردازند، مصافها و موانع را بر می شمارند راه چاره و دشواري را برای تدارك اينروز می یابند. در یک کلام کارگران نبردی را با رژیم از ماهها قبل شروع می کنند. روز اول مه تجلی این نبرد و توازن قوایی است که هر دو طرف رژیم و کارگران این مدت برای آن کوشیده اند.
در طول حاکمیت رژیم اسلامی هر ساله ما شاهد این نبرد بوده ایم در دل این نبرد رهبران کارگری با درس گیری از تجارب گذشته خود و با یافتن راه مقابله با موانع و طرفندهای که رژیم بکار برده است موانع را شناخته و راه چاه را برای آن یافته اند.
تجارب تاكنوني اين است كه؛ رژیم رهبران و فعالین، سازماندهندگان اول مه را از ماهها قبل دستگیر کرده تا بلکه از برگزاری مراسم مستقل کارگری جلوگیری کند. اما، عليرغم توطئه و بكارگيري اشكال سركوب در شكل دستگيري فعالين كارگري، کارگران با هوشياري، و بكارگيري تجارب چند سال گذشته و ابتکارات، مراسم خود را برپا داشته و این طرفند رژیم را نقش بر آب کرده اند. روشهاي رژيم اسلامي براي كارگران و رهبران عملي شناخته شده هستند؛ رژیم از اعدام جمال چراغ ویسی تا دستگیری فعالین، تلاش براي برگزاری مراسم فرمایشی دولتي و كنترل شده، تا ندادن اجازه برای برگزاری مراسم مستقل کارگری، از نظامی کردن فضاي شهرها قبل از اول مه را بکار برده تا از برگزاری مراسم مستقل کارگری جلوگیری کند.
رهبران و فعالین کارگری با هوشیاری این موانع را شناحته و هر ساله بنا به توازن قواي موجود برای مقابله بااین موانع کوشیده اند. درسها و تجارب گرانبهای اول مه های شهر کردستان در دو دهه اخیر سرشار از این تجارب است. …بقیه در ادامه مطلب
رهایی زن، رهایی انسان ٬ در گرامی داشت هشت مارس
ثريا شهابى
در آستانه روز جهانی زن، هشت مارس، جهان همچنان از زن ستیزی این یادگار عصر جاهلیت و توحش، این دمل چرکین عصر بربریت قرون وسطی، زنج میبرد. هنوز در سراسر جهان، دختر متولد شدن اکثریت نیمی از جمعیت کره خاکی، به همراه خود موقعیتی فرودست تر، بی حقوق تر، بی دفاع تر، محروم تر، حاشیه ای و غیر مهم، غیر جدی و وابسته به مرد، را به همراه دارد.
و دلیل همه این محرومیت ها، تفاوت ها و تبعیض ها، تصادف و شانس تولد با جنسیت "زن" است. هنوز کنترل، توهین، تبعیض، خشونت دائمی توسط نزدیکان، بردگی خانگی، تجاوز، فقر و فحشا، بیکاری و بی خانمانی، ارعاب، شکنجه، و قتل دختران و زنان بیگناه تحت عنوان دفاع از ناموس، واقعیت هولناک زندگی اکثریت نیمی از مردم جهان، دختران و زنان، از کودکی تا مرگ است.
این آن واقعیتی است که وجدان امروز اکثریت مردم در سراسر جهان به آن آگاه است، آن را نمی خواهد و علیه آن هر روز و بخصوص هشت مارس اعتراض میکند….بقيه در ادامه مطلب
تاریخچه هشت مارس روز جهانی زن
هر سال، زنان در سراسر دنیا به پیشواز روز هشتم مارس می روند. همه آماده می شوند تا کوبنده تر از پیش ، خواست رهایی را فریاد کنند، با شور و شوق به میدان می آیند تا تجارب جدید، دستآوردهای نوین مبارزاتی، رشته های پیوند و اتحاد محکمتر خویش را نشان دهند. هشتم مارس صحنه این حرکت شورانگیز است. هشتم مارس، روز جهانی زن، است.
چرا هشتم مارس؟
همیشه در تاریخ مبارزات، روزهای بیاد ماندنی وجود دارند، روزهایی که بعنوان نشانه و مظهر هر مبارزه ثبت میشود. چنین روزهایی، خود به فراخوان مبارزه تبدیل میشوند. هر سال در این روزها، آمال و اهداف مبارزه با صدای بلند اعلام میشود. هر سال، به دنیا گوشزد میشود، که این اهداف زنده اند و تضادهایی که به این مبارزه پا داده کماکان حل نشده اند. هشتم مارس، یکی از این روزها است….بقیه در ادامه مطلب
٨ مارس روز جهانی زن گرامی باد ٬ نگاهی به شکاف ها و نارسائی های جنبش زنان
مرجان افتخاری
بار دیگر، ٢٢ بهمن، سالروز انقلاب و جنبش گسترده مردم، که منجر به تغیر و تحولات سیاسی در کشورمان و بقدرت رسیدن دیکتاتوری و استبداد مذهبی شد را پشت سر گذاشتیم. در همین حال ٨ مارس روز جهانی زن را در پیش روی داریم. ولی شواهد نشان می دهد که امسال، ٨ مارس تحت تاثیر جنبش دانشجوئی و دستگیری تعداد کثیری از فعالین این جنبش قرار گرفته است.
دانشجویان چپ، آزادیخواه و برابری طلب علیرغم شرایط بسیار سخت، ارعاب، زندان و شکنجه با طرح خواستها و مطالباتی در 13 آذر به مناسبت روز دانشجو مرحله و کیفیت جدیدی از مبارزات اجتماعی را ترسیم کردند. مطالباتی که اساسا بنیان و موجودیت رژیم اسلامی را نفی می کنند. این مطالبات برایند نیازها، تمایلات و خواستهای میلیونها مرد، زن، معلم، روشنفکر، کارگر و اقشار دیگر اجتماعی است. مهمترین و محوری ترین مشخصه ای که در مطالبات دانشجویان برجستگی دارد " آزادی و برابری" است. به نظر می آید طرح این مطالبه و شعار با توجه به سرکوب گسترده مردم، بی حقوقی، ممنوعیت نهادهای مدنی و آپارتاید جنسی انگیزه عینی و مادی حرکت های آینده جنبشهای اجتماعی دیگر و کارگری نیز باشد.
آزادی زن و تزوير زن ستيزان
برگرفته از سایت : روشنگری.
در روزهای آخر ماه ژانويه 2008 دادگاه عالی در سوئد حکمی صادر کرد که وبسايت ها و وبلاگ های اسلامی روی آن متمرکز شده خبر آنرا به زبان های انگليسی و فرانسه و شايد زبان های ديگر وسيعا منتشر کردند. حکم مزبور عبارت بود از پيروزی دو زن مسلمان که شکايت کرده بودند در يک استخر به خاطر پوشش اسلامی مورد تبعيض قرار گرفته اند. کل قضيه اما حاوی نکات مهمی بود و خلاصه آن اين است:

هودا مرابط در 7 آوريل سال 2004 با حجاب و پوشش اسلامی قصد ورود به استخری وابسته به کمون گوتنبرگ را داشت که دخترش در آن شنا ميکرد. نگهبان هنگام ورود به سالن به او ميگويد طبق مقررات بايد لباسش را عوض کند. او يک شلوار نازک ورزشی و يک بلوز آستين بلند ميپوشد ولی حجابش را نگه ميدارد. اما در درون سالن يک مامور مراقبت شنا ميگويد مقررات اجازه نميدهد با آستين بلند وارد محوطه استخر شود. هودا ميگويد اعتقادات مذهبی اش پوشيدن لباس آستين کوتاه و برداشتن حجاب را منع کرده است. چون مامور مراقبت اصرار ميکند او مجبور ميشود استخر را ترک کند. در 17 آوريل همان سال اتفاق مشابهی برای حيال اورگلو در همان استخر روی ميدهد. ..بقیه در ادامه مطلب
١٦ فوریه روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی
همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !
آزادیخواهان جهان!
زندانی، شکنجه و فشار و دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب همچنان ادامه دارد.
درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.
حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر بدنش جای زخم های عمیق دیده میشده است را بخصوص بارها به نمایش گذاشته اند. نیروهای امنیتی یاران ما را زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند تا اتهامات واهی را که به آن ها نسبت میدهند را قبول کنند و در شوهای تلویزیونی کثیف سازمان داده شده از طرف خودشان شرکت کنند. کسانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری و انسانیت ندارند را میخواهند وادار به قبول اتهامات پوچ رابطه با احزاب اپوزسیون بکنند. …بقيه در ادامه مطلب
اصول پايه اي در مورد برابري و آزادي زنان ايران
ما اصول زير را بعنوان اصول حداقل سازمانها و احزاب چپ ايران در مورد مساله زنان اعلام مي كنيم. همانطور كه چپ با خواست و آرمان برقراري عدالت اجتماعي مشخص مي شود در زمينه مساله زنان نيز با خواست آزادي و برابري زنان كه بخشا در اصول زير منعكس است مشخص مي شود.
سازمانها و احزاب چپ ايران تلاش ميكنند كه اصول زير بعنوان اصول دموكراتيك پايه اي در ميان توده هاي مردم فراگير شود و توسط جامعه برسميت شناخته شود.
1- هشت مارس مصادف با 17 اسفند روز مبارزه براي آزادي و برابري زنان در سراسر جهان است. اين روز را بايد در سراسر ايران برگزار كرد و اهميت تاريخي و جهاني آنرا به آگاهي عموم مردم تبديل كرد. يكي از مشخصه هاي زن ستيزي رژيم شاه و جمهوري اسلامي تلاش عبث آنها براي جايگزيني هشت مارس با روز هائي است كه سمبل زن فرودست و مطيع است و نه زن آزاد و برابر.
2- در ايران بزرگترين منبع ستم بر زن و بزرگترين مردسالار دولت حاكم است. درجمهوري اسلامي ستم بر زن در بالاترين رده هاي دولت طرح ريزي مي شود و به اجرا در مي آيد. قانون اساسي، جزائي و مدني ايران عليه زنان و ناقض حقوق برابر زن و مرد است. استفاده از شريعت يكي از مهمترين اهرمهاي رژيم جمهوري اسلامي در سركوب زنان است. مجموعه اينها شرايط بي حقوقي و غير انساني را بر زنان تحميل مي كنند. اين قوانين بايد فورا ملغي شوند. جدائي دين از دولت و مشخصا قطع فوري بكاربست احكام قرآن و فقه در مورد زنان جزو اوليه ترين شرايط آزادي و برابري زنان است. گشتي ها و ارگانهاي انتظامي مخصوص زنان بايد منحل گردند و آزار زنان در مجامع عمومي سياسي توسط لباس شخصي ها متوقف شود. ما زنان و جوانان رابه مقابله با اين قوانين ستمگرانه و نيروهاي سركوبگر فرا مي خوانيم و اين مقاومت را بخشي از مبارزه سياسي عمومي مردم ايران مي دانيم. <<بقیه در ادامه مطلب